الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

282

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

شود . در منزل مرد بزرگى از شيعيان سكنى گزيد ، بطورى كه مورّخان مىگويند : وى در راه عبادت سخت كوشا بود ، روزها روزه مىگرفت و شبها را در عبادت خدا به بيدار خوابى و زارى در درگاه او به سر مىبرد . روش او روش نياكان و پدرانش بود كه شبهايشان را در طاعات و مناجات با خدا مىگذراندند . حضرت عبد العظيم در اثناى اقامت در رى ، بطور پنهانى و ناشناس به زيارت قبر يكى از پسران امام موسى بن جعفر عليه السّلام رفت [ 1 ] . و آن آقا زاده - به نظر من - بايد سيد جليل القدر ، آقا احمد بن موسى ، معروف به شاه چراغ باشد ، شيعيان رى از آمدن آن حضرت اطّلاع پيدا كردند . و علّت رفتن آن حضرت به زيارت [ 2 ] به صورت ناشناس و پنهانى ، از بيم و خوف حكومت بود . وفات حضرت عبد العظيم آقا عبد العظيم مدتى را در رى ماند ، در حال ترس و بيم به سر مىبرد ، دلش پر از غم و اندوه بود به سبب انواع ستمها و شكنجه‌هايى كه عباسيان نسبت به اهل بيت روا مىداشتند و مصائبى كه بر پسر عموهايش وارد مىشد ، و اين نابكاران عباسى نسبت به ايشان نهايت سختگيرى و درشتيها روا داشتند و انواع مصائب و بلايا را چشاندند . سيد جليل القدر - حضرت عبد العظيم - به سختى بيمار شد و چند روز در آن حال بود در حالى كه غمها و دردها گلوى او را مىفشرد كه دردناكتر ، از همه دورى از خاندان و وطنش بود ، حالت جا ندادن او سخت بود ، در آستانهء مرگ قرار گرفت در حالى كه زبانش به ذكر و سپاس خدا مشغول بود ، مرگ چنگالش را در جان او فرو برده بود و در حالى كه او در ديار غربت ، بدون اين كه كسى از اعضاى خانواده‌اش با او باشد ، به سر مىبرد . با وفات حضرت عبد العظيم ، صفحهء درخشانى از صفحات جهاد اسلامى ،

--> ( 1 و 2 ) رجال نجاشى .